آقای پزشکیان و افرادی که این لایحه بودجه را تهیه کردهاند، دو موضع مختلف دارند. آقای پزشکیان در صحن مجلس بیان میکند که ما یارانه را به باک خودروهای شخصی میدهیم، اما در طرف دیگر، یارانه حمل و نقل عمومی در لایحه بودجه کاهش یافته است. از مبلغ ۵۵۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴، در جداول بودجه، یارانه کمک هزینه بلیط اتوبوس و مترو به ۵۰۰ میلیارد تومان کاهش یافته است. این امر در واقع جداول بودجه است و برخلاف اظهار آقای پزشکیان مبنی بر اینکه یارانه به باک خودروهای شخصی داده میشود، در این بودجه چنین موردی اعمال نشده است. در این بودجه، بین حرف و عمل هیچ تطابقی دیده نمیشود. یعنی وقتی دولت قصد افزایش قیمت بنزین را دارد، نمیتواند در عین حال یارانه بلیط اتوبوس و مترو برای کلانشهرها و برخی شهرها را کاهش دهد که این تناقض آشکار است.
نکته دوم این است که آقای پزشکیان چندین بار گفتهاند که باید بودجه نهادهای مختلف و نهادهای فرهنگی که بودجه از خزانه کشور میگیرند کاهش یابد، اما وقتی جداول بودجه را بررسی میکنیم، چنین اتفاقی نیفتاده است. نهادهایی که از دولت بودجه میگیرند، نهادهایی هستند که اساسنامه آنها به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است (که رئیس آن نیز رئیسجمهور است) و در اساسنامه این نهادها آمده یکی از منابع تامین بودجه، کمک سالانه دولت از محل بودجه است؛ یعنی کار قانونی انجام میشود و اگر رئیسجمهور بخواهد بودجه آنها را کاهش دهد، باید اساسنامه آنها را تغییر دهد که کار دشواری نیست. اما در عمل اصلاحی دیده نشده و اظهارات آقای دکتر پزشکیان اجرایی نشده است. همچنین در جداول بودجه برای بنیاد فرهنگی پروفسور حسابی مبلغ هشت میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شده است، در حالی که این بنیاد شخصی توسط یکی از اعضای خانواده آقای حسابی تاسیس شده و نه مصوبه شورای انقلاب فرهنگی و نه مصوبه مجلس را دارد. در دولتی که رئیسجمهور میگوید بودجه نهادهای قانونی باید کاهش یابد، بودجهای برای یک موسسه خصوصی با موزهای در تهران که از مالیات شهروندان تامین میشود وجود دارد. جالب اینکه این بنیاد از شهرداری تهران نیز منابع مالی دریافت میکند و در سال ۱۴۰۴ مبلغ پنج میلیارد تومان برای تجهیز آمفیتئاتر آن موزه از شهرداری کمک گرفته است که احتمالاً تنها نقطه مشترک همکاری آقای زاکانی و آقای پزشکیان در کمک به این بنیاد باشد. این بودجه انعکاسی از وعدهها و اظهارات دولت و مقامات آن نیست.
نکته جالب دیگر اینکه در این بودجه با سیاست مالیاتی مواجه هستیم که قرار است مالیات بر ارزش افزوده برای همه کسانی که کالا برای مصرف روزانه خریداری میکنند افزایش یابد تا با آن کالا برگ حمایتی به اقشار کمدرآمد داده شود. این نوع حمایت دولت برای اولین بار از جیب مردم صورت میگیرد. دولت قبل ۱ درصد به مابهالتفاوت حقوق بازنشستگان اضافه کرد و مردم هزینههای ناشی از بنگاهداری صندوقهای بازنشستگی و انتصابات نامناسب در این بنگاهها را پرداخت کردند، و اکنون مردم باید ۲ درصد مالیات بیشتر بدهند تا دولت بتواند به اقشار نیازمند کمک کند. این نوع تنظیم بودجه نشانه تدبیر نیست.
کارشناس بودجه و مالیه شهری
212



